از نظر من بزرگترين آسيبي که از ناحيه حرکات اخير کودتاچيها بخصوص ماجراي دادگاهها و مطرح کردن دستگيري ميرحسين، دامن ملت ايران (با هر گرايشي) را ميگيرد، خشنتر شدن فضا و پرداخت هزينههاي بسيار سنگين براي هر تغيير احتمالي است. با جنايات انجام شده، اينبار عليه جماعتي با اعتراضات آرام و حتي بدون هيچ شعار ساختارشکنانه، و با عزم راسخ اولياي امور به تداوم وضعيت موجود، اعم از دستگيريها، دادگاههاي نمايشي و تبليغات تحريک کننده، عقبنشينيهاي نمايشي و موضعي مرهمي بر داغ هيچکس نخواهد بود.
واکنشهاي سرد و حتي بياعتنايي مردم به تشکيل کميتههاي جوراجور، عذرخواهي بعضيها، برکناري بعضي ردهچندميهاي ديگر و اين آخري، برکناري دادستان بدنام تهران، فقط نمونهاي از عمق جراحات وارد شده به مردم بعد از انتخابات است. اين فضا به نفع هيچکس نيست. البته کساني هستند هميشه که از آب گلآلود ماهي ميگيرند: شک ندارم جماعت عقبماندهاي مثل سلطنتطلبهاي در حال انقراض عهد بوقيِ مقيم فرنگ، سازمانهاي جاسوسي کشورهاي اطرافمان اعم از ترکيه و کشورهاي عربي و پاکستان و حتي افغانستان، و آنطرفتر اسرائيل، و تجزيهطلبهاي فرصتطلب در اطراف مرزهايمان، همگي از چنين وضعيتي استقبال ميکنند. به اينها بيفزاييد البته جناح کودتا را که مشتاقتر از همه به استقبال بحران و آشوب و ناآرامي ميرود و اين همه به اين دليل که شايد بتواند به اين بهانه چندروزي بيشتر حکومت نظامي را تداوم ببخشد و از پاسخ دادن به مطالبات انباشته مردم سرباز زند که دشمن خوني اين جماعت گرفتار شدن در محاسبه است. قبلاً هم نوشته بودم که اينها مثل هر گروه افراطي ديگر شعارهاي بزرگ ميدهند تا به قدرت برسند بعد که به قدرت ميرسند چون تخصص و کارآمدي حل هيچ مسالهاي را ندارند شروع به بحرانسازي ميکنند تا اساساً صورت مساله را پاک کنند. بهشت افراطيون در همهجاي جهان و خاصه جهان اسلام همين بحرانهايي است که با دست خودشان و عنقصدٍ ميسازند. و از همين روست که بعضي دورانديشان، راه دفع شر افراطيون از کشورهاي جهان اسلام را در برخي موارد دادن قدرت سياسي به آنها ميدانند، تا جماعتِ فريفتهي شعارهاي افراطي توخالي، از آسمان به زمين بيايند و گرفتار محاسبه شوند و نتيجه البته واضح است چيست. و البته اين مخاطراتي هم دارد: آنها نردبان دموکراسي که با آن به قدرت رسيدهاند را پرت ميکنند پايين.
از مسيرم دور نشوم. گفتم آنها علاقمندند فضا دوقطبي شود، سياه و سفيد، مومن و کافر، جاسوس اجنبي و وطنپرست، متقي و شهوتران و همينطور دوگانهاي ارزشي ديگر. آنها با همين توجيه جهاد با کفار حربي است که با اسرا و مجروحين و معترضين چنين کردهاند که کردهاند. و البته باز بايد تذکر دهم که آنچه اينان با همکيشان مسلمانشان کردهاند در هيچ سنت فقهي و اخلاقي در جهان اسلام بر کافران حربي و قاتل معصوم هم روا نيست و شاهدم اين جملهي مشهور اميرالمومنين به حسن و حسين(عليهم السلام) درباره قاتلش ابن ملجم ملعون: احبسوا هذالاسير، و اطعموه و اسقوه و احسنوا اساره. که همگي بارها پاي منبرهاي رمضان شنيدهايمش به عنوان نهايت عدالت علوي. بگذريم که حالا از القائات بيگانه ميدانندش.
شرايط فعلي متاسفانه بدليل بيتدبيريهاي کساني که شايسته بود مدبرانهتر برخورد کنند و نکردند، مثل جنگهاي مذهبي شده. اما ما به عنوان کساني که يک بار زخم اين بازي فرشته و شيطان را خوردهايم و سي سال است که تاوان پس ميدهيم، نبايد در چارچوبي که آنها تعريفش کردهاند بازي بخوريم. واضح است که ما نبايد فراموش کنيم اينها را:
1- ما مطالباتمان کاملاً ديني است. دنبال عدالتيم و انصاف و احياي ديني که حالا جز مشتي الفاظ براي توجيه سرسپردگي به ظلم حاکمانمان از آن چيزي نمانده. موج سبز عميقاً نگران افول دين و اخلاق و معنويت در جامعه، درصورت تداوم وضعيت آشفته فعلي است. موج سبز قرار است دين و معنويت را از دست غاصبان نااهلش بگيرد و دوباره به همه تقديم کند. همانطور که فرياد زديم «راي ما رو پس بدين»، بلندتر بايد فرياد بزنيم که: «دين ما رو پس بدين؛ نماز و روزه ما رو پس بدين؛ خداي ما رو پس بدين؛ بهشت و جهنم، قيامت، قران و سنت، گريه و روضه و آه سحرگاه ما رو پس بدين».
2- حرکت ما ادامه منطقي انقلاب 57 و دفاع مقدس است. ما چيزي بيش از همان استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي را نميخواهيم. ما نميخواهيم انقلاب جديدي راه بيندازيم؛ بلکه ميخواهيم به روح انقلاب 57 برگرديم. در سايه اين انقلاب معنوي و اخلاقي، جا براي همه هست. همانطور که در روزهاي اول انقلاب هم اينطور بود. مارکسيست و کاپيتاليست و مجاهد و حزبالله همه در کنار هم زندگي ميکردند. ما طلبکاريم از حکومتي که خون صدها هزار شهيد براي حفظ استقلالش به زمين ريخته شده و حالا به خاطر شهوت قدرتپرستي عدهاي معدود، حاضر است هر امتيازي را به اجنبي بدهد تا به اين رويه ضدمردمياش اعتراض نشود. حرکت ما چيزي جز ادامه راه نوراني شهداي انقلاب و دفاع مقدس نيست.
3- از نظر ما طرفداران فکر مصباح و احمدي شيطاني نيستند. آنها مثل همه آدمهاي ديگر اين جامعه نظرشان محترم است و شهروندند. بر خلاف آنها که خون معترضين را مباح ميدانند، در کشور «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» جان و مال و ناموس همه به يک اندازه محترم است. و به خاطر همين فکر هم هست که مخالف هرگونه اعتراض خشونتباري هستيم که در آن ممکن است حتي ضاربين خودمان آسيبي غيرمتناسب با جرمشان ببينند. مجددا لازم است تاکيد شود که ما درگير يک جنگ حق و باطل نيستيم. در طرفين دعوا آدمهايي با نيتهاي پاک و ناپاک، مقاصد شخصي پليد و نيک و مانند آن وجود دارند. نميشود هرکسي را به جرم هر حمايتي از جناح کودتا يکسره از دور خارج کرد و حکم نامحرم بر سينهاش زد.
4- و بر اساس گفتههاي فوق، راه سبز نميتواند ابزاري جز ابزارهاي مسالمتآميز را به کار بگيرد. راهحلهاي خشن -اگرچه مطلوب کودتاچيان است- منجر به رويدادن حوادثي ميشوند که راه سبز اساساً بوجود آمده تا از بروز و تداوم آنها جلوگيري کند.


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر