۱۳۸۸ مرداد ۱۱, یکشنبه

خدمت سربازي

من تو سپاه بود يه روز 6تيغ رفتيم پادگان1 بعد واسه ما بازداشتي نوشتن ما رو بردن بازداشتگاه پادگان وقتي وسايلمو تحويل دادم بردنم تو يه سالن كه يه طرفش چند تا انفرادي بود يه طرفشم اتاقك هايي كه 3تا تخت 2طبقه توشون بود تو سالن پر از مهتابي بود كه هميشه روشن بودن نميدونستيم شب هست يا روز از رو برنامه ي غذايي پادگان ساعت رو حدس ميزديم در روزفقط 3تا 10 دقيقه حق استفاده از فضاي سالن رو داشتيم اونم واسه بلا نسبت غذا خوردن دستشويي تهويه نداشت و شير اون كه چكه ميكرد كف اون خيس كرده بود چنان بوي تعفني توش بود كه يادت ميرفت واس چي اومدي اگه تشنت ميشد بايد از شير حموم آب ميخوردي اگه شب دستشويت ميگرفت بايد تا صبح ميموندي تا در سلول وا شه.حالا اينا هر چي بگن حق دارن خدا ميدونه چه به سرشون بردن.

1-پادگان مسعوديان آخرين پادگان جاده ماهشهر نرسيده به سراه تپه

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر