۱۳۸۸ شهریور ۱۰, سهشنبه
زمینه سازی برای دستگیری موسوی , خاتمی و کروبی
new_win در بازی دوستانه! امروز, این ایران نبود که باخت! این قطبی بود که باخت! (بحرین ۴ - ۲ ایران)
سلطه سپاه بر اقتصادی کشور: بورس تهران پشت قباله فرماندهان سپاه
روش احمدینژاد در برخورد با انتقادها ـ
روایت مشایی از برکناري وزراي دولت نهم و گزينش کابينه دهم
علت برکناري وزراي ارشاد و اطلاعات
.ضعف در حوزه فرهنگ و هنر و ناتواني در جذب هنرمندان و پاسخ به انتظارات جامعه در اين بخش موضوعي بود که آقاي احمدي نژاد در مناظره تلويزيوني انتخاباتي خود بدان تصريح کرده بودند.ايشان تغيير در اين بخش را لازم مي دانستند و اين ارتباطي به شخصيت و صلاحيت هاي انقلابي و مکتبي برادر عزيزم جناب آقاي صفار هرندي نداشت. از طرف ديگر آقاي دکتر احمدي نژاد از عملکرد وزارت اطلاعات در چهارسال گذشته رضايت کافي نداشته و بارها اين مسئله را اظهار کرده بودند.و اين موضوع هم، نه به شخصيت برادر بزرگوارمان جناب آقاي محسني اژه اي و نه به پرسنل خدوم و انقلابي وزارت، بلکه به نحوه مديريت در اين وزارتخانه بازگشت داشت که در مجموع نتوانست عملکرد موفقي ارائه نمايد.
علت استفاده از زنان در کابينه
مسئله ديگر که در ترکيب کابينه جديد نقش داشت، استفاده از مديريت زنان بود که آقاي دکتر احمدي نژاد از مدت ها پيش بدان مي انديشيدند. ايشان تصميم داشتند که در دوره دهم حتما با معرفي زنان به عنوان وزير به نگاه نادرست «ناتوان بودن» زنان در عرصه هاي بالاي مديريتي پايان بخشند. ايشان همانطور که در برنامه تلويزيوني چهارشنبه شب هفته گذشته تشريح کردند، در اين مورد مطالعه کردند و سرانجام (شايد) براي شروع کار تصميم گرفتند که از وجود زنان براي تصدي مسئوليت در سه وزارتخانه رفاه، آموزش و پرورش و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي استفاده کنند. ايشان مکرر گفته اند که با حضور زنان بعنوان وزير، فشارهاي بيشتر تبليغاتي منفي متوجه شخص وي خواهد بود اما همواره اذعان مي داشتند که به اين مسئله افتخار مي کنند و آن را به عنوان يک تکليف، از جان و دل پذيرايند.
محصولي مي خواست در وزارت کشور بماند
در مورد برادر عزيزم جناب آقاي محصولي نظر آقاي دکتر احمدي نژاد بر تغيير از وزارت کشور به وزارتخانه ديگر بود. ايشان از جناب آقاي محصولي براي دو وزارتخانه دفاع و نيرو دعوت به همکاري کردند.تا آنجا که بنده در جريان قرار گرفتم آقاي محصولي به حضور خود در وزارت کشور علاقمند بودند و حضور در دو وزارتخانه ديگر را نپذيرفتند. اين مسئله را خود ايشان هم به من گفتند. در هر حال از آنجا که آقاي دکتر احمدي نژاد تغيير در وزارت کشور را لازم مي دانستند و اين مسئله بهيچ وجه ربطي به توانايي و صلاحيت آقاي محصولي براي تصدي مسئوليت وزارت ندارد. و اينکه نوشتند آقاي محصولي يار چند ده ساله آقاي احمدي نژاد، از وي به حالت قهر جدا شده و اعلام کرده که ديگر به دولت بر نخواهد گشت از اساس دروغ است.
فتاح قاطعيت نداشت
و اما در مورد ديگر وزير دولت نهم که براي دولت دهم از ايشان به عنوان وزير دعوت به همکاري نشد. بايد عرض کنم که جناب آقاي فتاح از دوستان نزديک آقاي احمدي نژاد و مورد علاقه و اعتماد ايشان بوده و مي باشد و جناب آقاي دکتر احمدي نژاد نيز بارها شايستگي هاي ايشان را اظهار کرده اند.رئيس محترم جمهوري در مورد علت تغيير در اين وزارتخانه، در صحبت هاي مکرر اخير خود در جمع گروههاي مختلف نمايندگان محترم مجلس و ساير افراد شاخص و مسئول و از جمله به دوستان نزديکتر خود بارها تصريح کرده اند که انتقادات ايشان به وزارت نيرو در مورد عملکرد برخي معاونين وزير محترم در حوزه آب و برق و بويژه در مسئله خاموشي هاي برق بوده است و نه شخص ايشان. لکن روحيه شخصي جناب آقاي فتاح مانع از قاطعيت در تعويض مديران مورد انتقاد بوده است و بس.
در انتخاب وزيران به جز مشاوره، نقشي نداشتم
اعلام اينکه ملاک انتخاب وزراي جديد تبعيت از مشائي است علاوه بر آنکه دروغي روشن و عجيب است، اهانت آشکار ديگر به رياست محترم جمهوري و وزراي محترم معرفي شده جديد است.اين داستان پردازي ها هم به قصد تخريب تصميم حکيمانه و هدفمند و از روي تحقيق و مطالعه رياست محترم جمهور و هم تخريب وجهه وزراي جديد است. لازم است يادآوري کنم که اينجانب در فرايند انتخاب وزرا بجز مشارکت در هيئت معتمد مذکور که چند صد نفر و از جمله وزراي فعلي را به جناب آقاي رئيس جمهور پيشنهاد کرده، نقش ديگري نداشته ام.
برخي افراد همسو با احمدي نژاد از انتخاب او راضي نيستند
در کنار مخالفان نظام و دشمنان خارجي و عوامل و مرتبط داخلي اين ملت که سخت از پيروزي دکتر احمدي نژاد در انتخابات دوره دهم رياست جمهوري برآشفته و ناراحتند، بطور طبيعي افراد زيادي هم وجود دارند که ما اعتقاد به نظام و با داشتن انتقاداتي در انتخابات شرکت کرده، با گرايشاتي متفاوت به گزينه اي غير از آقاي دکتر احمدي نژاد راي داده اند.در خيل جمعيت بيست و پنج ميليوني کساني معدود وجود دارند که هم در جريان انتخاباتي و هم پس از آن کوشيده اند تا اين دستاورد عظيم را با تمسک به نام و عنوان مشترک به حساب خود منظور و احمدي نژاد را بدهکار خودکنند. برخي از اين افراد که به دروغ خود را همسو با آقاي احمدي نژاد معرفي مي کنند نيز بدليل قدرت طلبي و آلودگي، عدالت او را بر نمي تابند. کسي از راي پنهان آنها آگاه نيست ولي از خط و نشان کشيدن آنها در دوره نهم و نيز در دوران انتخابات و پس از آن مي توان به روشني دريافت که آ نها از راي بالا، بي نظير و حماسي مردم به احمدي نژاد راضي نيستند.
فراخوان: خاطره نويسي پشت ديوار اوين
ابطحي ديشب روزه خود را در كنار خانواده اش در منزل خودش افطار كرد
کروبی: مگر نمی گویید تقلب نشده،دیگر از چه می ترسید؟ مناظره تلویزیونی بگذارید تا قضاوت نهایی با مردم باشد
لباس شخصی ها روی پای دختران می نشستند
"مریم" که دختری جوان است مکان دستگیری خود را میدان بهارستان و زمان آن را مراسم تحلیف ریاست جمهوری در اواسط ماه گذشته عنوان می کند. مریم که گزارش او در سایت میدان زنان درج شده،در توصیف فضای آن روز از "شدت امنیتی بودن" بهارستان سخن می گوید و تاکید می کند کسی جرات نداشت حرکتی کند یا شعاری سر دهد. او سپس از "زن میانسال و شجاعی" می گوید که بر روی کاغذ نوشته بود: "شاه صدای مردم را دیر شنید".
مریم عکسی از آن زن می گیرد. آن زن پس از مدت کوتاهی با حمله ماموران امنیتی مواجه و با زور سوار اتومبیل سبز زنگی می شود. ماموران سپس برای پراکنده کردن مردم به صورت آنها اسپری فلفل می پاشند و به ضرب و شتم آنان می پردازند.
"مریم" پس از آن تصمیم می گیرد برای گریز از مهلکه به منزل بازگردد، اما در میانه راه با زنی از ماموران امنیتی روبرو می شود که به بهانه اینکه تنهاست از مریم می خواهد او را همراهی کند و به این ترتیب او را به داخل کوچه ای خلوت می کشاند. در آنجا دیگر ماموران امنیتی از راه می رسند و از او می خواهند سوار "ون" شود. مریم تصمیم به فرار می گیرد اما ناکام می ماند و در همان حال زن چادری که وی را به کوچه خلوت کشانده بود ناپدید می شود.
مریم در ادامه نقل خاطرات تلخ خود برای "میدان زنان"،در توصیف احساس اش پس از بازداشت، از "ترس بسیار" و "خیل سوالات خشمناک مامور امنیتی 50 ساله" ای سخن می گوید: "اون جا چه غلطی می كردی؟ سر چهار راه به پلیس چی می گفتی؟ لیدری می كردی؟"
مریم می کوشد مامورین را قانع کند که تنها رهگذری ساده بوده و از سر کنجکاوی توقفی در محل اعتراضات داشته،اما آنها تاکید می کنند که وی در فیلم های تجمع دیده شده است. پس از آن مریم چشم بند را بر چشمهایش می بیند و به ناکجا آباد منتقل می شود.
مریم حدس می زند مکانی که وی به آن منتقل شده یک "پایگاه مقاومت" بسیج بوده است. این دختر در آنجا با دکتری مواجه می شود که از او می خواهد قرص های بدون برچسبی را بخورد. درخواستی که با امتناع مریم روبرو می شود. بازجویی مریم با پرسش درباره تلفن های زده شده به وی و روابط خصوصی اش آغاز می شود: "كیست كه مدام به تو زنگ می زند؟ جواب می دهد: دوستم. بازجو می پرسد: چه دوستی؟ جواب می دهد: دوست پسرم. بازجو می پرسد: فقط همین یكی رو داری؟ پس این همه شماره پسر توی گوشی ت چیه؟ جواب می دهد: اقوامم هستند. مگر آدم شماره هر كسی را دارد یعنی با او رابطه دارد؟"
این پرسش و پاسخ ها دختر جوان را بسیار مضطرب می کند، دختری که عکس های خصوصی اش در موبایل نیز مورد بررسی و کنکاش بازجو قرار می گیرد: "این عكس های مستهجن چی هستند؟" این سوالات برای مریم ترسناک است چرا که حدس می زند به بهانه عکس های تکی بلایی بر سر او آید: "حالم بد بود می ترسیدم از هوش بروم و بلایی سرم بیاورند. سعی می كردم خود را هوشیار نگه دارم. از ماجرای تجاوزها چیزهایی شنیده بودم."
پس از آن بازجو به تفتیش عقاید مریم دست می زند و از او می خواهد بگوید در انتخابات ریاست جمهوری به چه کسی رای داده است. آیا عضو کمپین یک میلیون امضا و فعالین زن است. آیا با خانم شیرین عبادی-برنده صلح نوبل- و شادی صدر-حقوقدان- آشنایی دارد.
پس از بازجویی مریم همراه با 15 زن دیگر به زندان اوین منتقل می شود و سر انجام با وثیقه سنگین 50 میلیونی آزاد می شود.
مریم از آخرین شب بازداشت خود و انتقال زنی به بند قرنطینه اوین هم سخن می گوید. زنی که به گفته مریم بر اثر اصابت ضربه ای محکم، پیشانی اش "فرو" رفته بوده است. زنی که چهره اش برای مریم آشنا بوده است. زن مذکور خانم هاله سحابی دختر مهندس عزت الله سحابی است. در واقع خانم سحابی همان زنی بوده است که مریم در روز اعتراض به تحلیف محمود احمدی نژاد عکسش را گرفته بود.
جالب آنکه پس از تصمیم کمیته ویژه پیگیری مجلس برای بازدید از زندان، درست یک روز پیش از ورود هیات پارلمانی به اوین، مسئولان این زندان برای مناسب بودن اوضاع بازداشت شدگان، برای زندانیان این بند "یخچال" می آورند.
در دیدار نمایندگان مجلس با زندانیان، یک مادر و دختر بازداشت شده در توضیح رفتار هایی که حکایت از سادیسم جنسی و رفتار غیر انسانی برخی ماموران امنیتی داشته است گفته اند: "وقتی آنها بازداشت شده اند به آنها گفته شده خم شوند و دو مرد داخل ون و در تمام طول مسیر روی كمر آنها نشسته اند."
هاله سحابی نیز تاکید کرده که همراه با وی دختری بازداشت شده است، که یک مامور "لباس شخصی" در داخل ماشین بر روی پاهای او نشست. این رفتار ها در حالی افشا شده که اخبار جدیدی در خصوص احتمال تجاوز به بازداشت شدگان پسر و دختر در زندان ها منتشر شده و مهدی کروبی اعلام آمادگی کرده است مدارک و مستندات خود را در خصوص این فجایع در اختیار رئیس مجلس و مقامات قضائی قرار دهد.
نامه تند آیات عظام صافی گلپایگانی و مکارم شیرازی در مورد وزرای زن احمدی نژاد
بنابراین گزارش، آیت الله صافی گلپایگانی و آیت الله مکارم شیرازی در نامه ای تند خطاب به دکتر علی لاریجانی نماینده مردم قم و رییس مجلس شورای اسلامی خواستار حذف وزرای زن از کابینه ی دولت دهم شده است.
در نامه ی یکی از مراجع ، ضمن هشدار به دولت، آمده که در صورت رای اوردن وزرای زن، کل دولت نامشروع اعلام می شود.
به گزارش انتخاب، لاریجانی نیز، با دو مرجع تقلید گفت و گو کرده و نامه ی آنان را به احمدی نژاد ارجاع داده است.
پرزیدنت موسوی : در صورت دستگیری هر یک از سران اصلاحات راهپیمایی سکوت بعدی از انقلاب تا آزادی ـ
در اقدامي عجيب ساعاتي پيش متن زير در صفحه فيس بوک مهندس مير حسين موسوي منتشر گرديد: در صورت گروگان گيري هر کدام از سران اصلاحات، وعده ما: انقلاب به سمت آزادي
دستور فرمانداری تهران: اگر اعتراضات دانشجویی ادامه پيدا كرد، دانشگاه و كوي تهران بايد تعطيل شود
رئیس جمهوری فرانسه: مردم ایران شایسته رهبران بهتری هستند ـ
حاج شيخ علي: درس زياد، آدمو سر به هوا مي كنه
تحقیر فوتبال ایران مقابل عرب ها این بار توسط مربی حاضر در تنفیذ کودتا ـ
محسن روح الامینی غریب ترین شهید جنبش/ وقتی پدر بی رحم شهید از قاتل پسرش تشکر کرد
فردا شب طنین کوبنده الله اکبر ما هشداری خواهد بود به کودتاچیان در مورد هرگونه برخوردی با موسوی، خاتمی و کروبی.
بیخبری از حجاریان پس از دادگاه
از سوی رهبر فرمان رای اعتماد به کابینه صادر شد،
صفحه فیسبوک میر حسین موسوی:تحریم سیگارهای خارجی / فراخوان طراحی پوستر ـ
Mir Hossein Mousavi میر حسین موسوی تحریم سیگار های خارجی، طرحی بسیار جالب...رسانه شمائ
شورای هماهنگی جبهه اصلاحات: کشور در وضعیت خطرناکی قرار دارد.
«برای جنازه سعیده پورآقایی پول خواسته بودند»
گفتوگوی دویچه وله با مهدی محمودیان، روزنامهنگار و عضو "کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه":
دویچهوله: آخرین آماری که در باره کشتگان دارید چقدر است؟
مهدی محمودیان: تا امروز اطلاعات کاملا مستند مربوط به کشته شدن ۸۵ نفر را داریم. ما با ۳۵ خانواده دیدار مستقیم داشتهایم و خبرهای دقیق با نام و جزییات کشتگان را دریافت کردهایم. خبر مربوط به گورهای بدون نام در بهشتزهرا هم افکار عمومی را حساس کرد. تعدادی از خانوادهها آمدند و به ما گفتند تا بحال فکر میکردند بچههایشان زندانیاند و در نتیجه مدام جلوی دادگاه انقلاب و اوین بودهاند. اعلام این خبر موجب شد که ما با ۱۵ خانواده دیگر تماس پیدا کنیم و بعد روشن شد که عزیزان آنها کشتهشدهاند.
کشتهشدن سعیده پورآقایی و یک مادر و پسر، از جمله خبرهای تازه ماست. سعیده با چند نفر دیگر، بخاطر گفتن اللهاکبر روی پشتبام از داخل خانه بازداشت شده، آن هم در حالیکه چند روز بیشتر از تولد ۱۷ سالگیاش نگذشته بود. بعد از مدتی، جنازه سوختهشده او را به مادرش نشان دادهاند.
فاصله دستگیری تا نشان دادن جنازه چقدر بوده؟
فکر میکنم حداکثر ۲۰ روز پس از دستگیری، جنازه او را به مادرش نشان میدهند و برای تحویل آن پول طلب میکنند.
و بعد مادر چه کرده؟
پول نمیدهد و در نتیجه سعیده را میبرند در یکی از همین گورهای بدون نام و نشان دفن میکنند. البته بعدا به ایشان میگویند که اینجا قبر فرزند شماست. مادر سعیده علاوه بر آنکه همسر شهید است، سه برادر شهید نیز دارد. در نتیجه با او همراهی نسبی کردهاند. فراموش نشود که یکی از مسئولان بهشتزهرا، در راستای خبر گورهای بدون نام و نشان مصاحبه کرد و گفت از ۴۴ قبر بدون نام که فعالان حقوق بشر مدعی شدهاند، صاحبان ۱۹ قبر پیدا شدهاند. باید بگویم که سعیده و آن مادر و پسر، در میان همین ۱۹ نفر هستند.
جزییات کشته شدن آن مادر و فرزند چیست؟
این دو در خیابان آزادی احتمالا روز ۲۵ خرداد مورد هدف تیر قرار گرفتهاند. پسر دیگر این خانواده را بعنوان گروگان بازداشت کرده بودند تا اینها مراسم نگیرند و به کسی خبر ندهند. حتی نگذاشتهاند در مغازه یا خانه پارچه عزا بزنند. الان چون گروگان این خانواده آزاد شده، تصمیم به اطلاع رسانی گرفتهاند. ما به زودی عکس و اطلاعات دقیقتری در این مورد منتشر میکنیم.یکی از مشکلاتی که فعالان حقوق بشر در ایران دارند و نمیتوانند بخاطر آن آمار و اطلاعات دقیق بدهند، این است که خانوادهها شدیدا تحت فشارند و خبرهایی را که دارند، انتقال نمیدهند.
فکر میکنید دلیل تناقضگویی مسئولان در ارائه آمار سرکوبها چیست، آیا آنها هم تحت فشارند؟
یکی از دلایل این است که در اوج سرکوبهاهرکس که دستش رسید، علیه مردم مسلح شد و اقدام کرد. خود فرمانده سپاه، رسما اعلام کرد که غیر از بسیج و سپاه، مردمی هم که احساس تکلیف کرده بودند وارد ماجرا شدند. واقعیت این است که حتی برخی هیئتهای مذهبی هم برای سرکوب مردم، دستکم مسلح به چوب و چماق شدند.
در همین کهریزک، سه نهاد مستقل از یکدیگر در حال شکنجه متهمان بودهاند. در پاسارگاد هم همینطور. ما از بازداشتگاههایی خبر داریم که در اصل دفتر یا خانه بودهاند اما برخی بخاطر احساس تکلیف، از آنها برای نگاهداری و بازجویی و شکنجه استفاده کردهاند.
در بهشتزهرا هم همینطور بوده است. هر نهادی برای خودش جنازهها را آورده داده و طبق سلیقه خودش دفن کرده. عدهای با جواز، عدهای بدون جواز، عده با هویت و دیگران بدون شناسایی دفن شدهاند.
مهیندخت مصباح
تحریریه: کیواندخت قهاری
آماده باش برای جنبش سبز : احضار شیخ مهدی کروبی به دادگاه به عنوان مطلع و اخطار فیس بووک موسوی ـ
تذکر احمد توکلی به سخنان ا.ن در مجلس: شایسته ا.ن نیست که سخنان نمایندگان را تحریف کند
خبر فوری: امکان گروگان گیری سران اصلاحات توسط کودتاچیان!
ورشکستگی ایران خودرو آیینه تمام نمای اقتصاد کشور
شورای هماهنگی جبهه اصلاحات:مظالمی كه به نام مقابله با وقوع انقلاب مخملی صورت گرفت، عملا با خواسته و مطامع بیگانگان همسویی دارد
پارلماننیوز: شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با صدور بیانیهای ضمن ابراز تاسف شدید از برخوردهای صورت گرفته بعد از انتخابات و نیز همردیف شدن بازداشتگاه کهریزک با زندان گوانتانامو و ابوغریب تاکید کرد:«ما براین باوریم كه همه این مظالمی كه به نام مقابله با وقوع انقلاب مخملی و قطع نفوذ بیگانگان صورت گرفته است بیشترین ضربه را به حیثیت، مشروعیت و مقبولیت مردمی نظام جمهوری اسلامی وارد آورده و عملا با خواسته و مطامع بیگانگان همسویی داشته است.»
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، متن کامل این بیانیه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران
حلول ماه مبارك رمضان و ورود به ضیافت الهی را به شما تبریك میگوییم. امروز كه مصادف با شهادت شهیدان رجایی و باهنر است ضمن بزرگداشت یاد عزیزان كه متاسفانه مثل بسیاری دیگر از ارزشها و اسوههای انقلاب مورد سوءاستفاده كجاندیشان و تحریفكنندگان حقایق قرار گرفتهاند دور هم جمع آمدهایم تا با تاكید بر منش و ایدههای انقلابی و مردمگرایانه آنها، بر تداوم راهشان پیمان بندیم.
اینك كه حدود دو ماه و نیم از برگزاری انتخابات پرماجرای دهمین دوره ریاست جمهوری میگذرد، كشور عزیزمان ایران همچنان با چالشها و بحرانهای عظیمی روبهروست و جریانی كه عامل بروز بیاعتمادیهای ژرفناك در برگزاری انتخابات بوده است به جای اتخاذ مشی مناسب برای كاهش بیاعتمادی و پاسخگویی منطقی به اعتراضهای مردمی، مستمرا بر این زخم نمك میپاشد و درد و سوز را دوچندان میكند. آنان كه به هنگام طراحی اقدامات مسئلهآفرین خود هرگز تصور چنین حجمی از اعتراضهای مردمی را نداشتند، اینك نیز با درك نادرست خود، استراتژی رعبآفرینی و دروغ و افترا را در مواجهه با اعتراضات، پیشه خود ساختهاند و هر روز در تمنای درآوردن چشم فتنه و كوبیدن سر مخالفین به سنگ، پردهای دیگر از نمایش نابخردی ناشی از سرمستی احساس قدرت و بیمناكی از اضمحلال آن را، به نمایش میگذارند. مجموعه این اقدامات است كه بخش عظیمی از سرمایههای انسانی، شخصیتهای موثر در خلق دستاوردهای انقلابی و ملی و از همه مهمتر بنیانهای ارزشی و اعتقادی ترسیمكننده، چهره زیبای اسلام رحمانی را هدف گرفته است.
این كجاندیشان برخلاف باور و تحلیلهای موجود صاحبنظران، بنیان اعتراضهای گسترده مردمی به اقدامات خود را به اجرای پروژه انقلابهای مخملی در ایران منتسب نموده و در مسیر اثبات این ادعای ناموجه، خشونتورزیها و حرمتشكنیهای گستردهای را موجب شدهاند كه اجمال آن بدین شرح است:
1- حمله به ستادهای انتخاباتی و دفاتر گروهها و جریانهای سیاسی رقیب و ضبط اسناد و مدارك و مهر و موم بسیاری از این دفاتر بدون اعتنا به قوانین و حقوق به رسمیت شناخته شده قانونی و عرفی
2- دستگیری و بازداشت و تحمیل رنجهای روحی و جسمی نسبت به كثیری از فعالان و چهرههای شناخته شده با سوابق روشن انقلابی و خدمات مدیریتی و اجرایی در مسیر اعتلای نظام جمهوری اسلامی به اتهام ایفای نقش موثر در مدیریت به اصطلاح پروژه انقلاب مخملی.
3- دستگیری و ضرب و شتم بسیاری از مردم عادی و جوانان بیگناه كه بعضا حتی در فرآیند اعتراضات مردمی نیز نقشی نداشتند ولی بسیاری از آنها حتی قبل از آنكه بتوانند اصل دستگیری خود را به خانواده و بستگان خود اطلاع دهند، با سهمگینترین اعمال خشونتها مواجه گردیدند كه بعضا به مرگ و شهادت آنها منتهی شده است و افشای ماجرای معدودی از موارد این خشونتهای اعمال شده، رسواییهای بزرگی را موجب شده است.
4- حمله به كوی دانشگاه تهران، دفتر مركزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها و بعضی دیگر از اماكن و تجمعاتی كه تصور میشد نوعی مركزیت برای بروز اعتراضهای عمومی دارند و انجام اقدامات و جنایتهای متعددی كه فاقد هرگونه توجیه حقوقی و قانونی است.
5- عدم اجازه برگزاری راهپیمایی و تجمعات قانونی به معترضین و حمله خشونتآمیز به تجمعات و راهپیماییهای مسالمتآمیز مردم و ایجاد آشوبهای هدایت شده یا بسترسازی منجر به بهرهبرداری گروههای آشوبگر و فرصتطلب.
6- بستن و توقیف روزنامهها و ایجاد محدودیتهای جدی برای سایتها و رسانههای منتقد و معترض بدون اعتنا به قوانین و در مغایرت آشكار با حقوق و آزادیهای مصرح در قانون اساسی به نحوی كه عملا ارجاء و اقبال مردم به رسانههای بیگانه را تشدید كرده است.
7- برگزاری دادگاههای نمایشی بدون رعایت موازین حقوقی و طرح اتهامات سنگین و كیفرخواست غیرمستند به ادله و مدارك معتبر حقوقی در جهت براندازی و تهدید امنیت ملی، ارتباط و جاسوسی برای بیگانگان درخصوص افرادی كه بسیاری از آنها خود در برپایی نظام جمهوری اسلامی نقشهای موثری داشتهاند.
8- تلاش در جهت واداشتن متهمین و دستگیرشدگان به طرح مطالب و اعترافات بیمبنا كه فاقد هرگونه وجاهت شرعی و قانونی است. جالب اینكه حتی این قبیل اعترافات نیز نوعا ارتباط وثیقی با اتهامات مطروحه نداشته و بیش از آنكه جرمی را برای متهمین اثبات نماید، در مسیر طرح اتهامات جدید برای اشخاص و نهادهای ثالثی است كه فرصت دفاع نیز به آنها داده نمیشود و متاسفانه اینگونه اتهامات به نحوی مكرر از رسانهها منعكس میشود.
9- ضمن آنكه اینگونه برخوردها و تحمیلها به نحوی گسترده درخصوص شهروندان عادی و نخبگان سیاسی و فرهنگی ایرانی دستگیر شده اعمال میگردد، متاسفانه شاهد اعمال نوعی حق كاپیتولاسیون و تبعیضات آشكار درخصوص متهمین و دستگیرشدگان از اتباع بیگانه یا مرتبط با سفارتخانههای بیگانه نیز هستیم كه برخلاف مواضع و شعارهای دهان پركن پارهای مقامات، از احساس حقارت یا سازشهای پشت صحنه آنان حكایت میكند.
10- سوء استفاده از تریبونها و رسانههای عمومی در جهت طرح اتهامات و توهین یا طرح نسبتهای ناروا به شخصیتها، مراجع و چهرههای شناخته شده و با سابقهای كه به نحوی آشكار یا تلویحی، اقدامات ناروای آنها را نقد یا افشاء میكنند. دامنه اینگونه اتهامات و هتاكیها تا بدانجاست كه حتی شامل بسیاری از چهرهها و شخصیتهای به اصطلاح اصولگرا كه همسویی كامل با تخریبگران نشان نمیدهند نیز میشود. از همه مضحكتر آنكه طی روزهای اخیر، جریاناتی كه جنایات و فاجعههای دردناكی چون حمله به كوی دانشگاه تهران و رسواییهای بازداشتگاه كهریزك را در مسیر سركوب معترضین به وجود آوردهاند، این جنایتها را به خود معترضین، نسبت میدهند.
مجموعه این شرایط و اقدامات افراطی است كه كشور را در وضعیت خطرناكی قرار داده و حیثیت و اعتبار بینالمللی متهمان را نیز به شدت در معرض آسیب قرار داده است.
ما امروز بسیار متاسفیم كه نام بازداشتگاه كهریزك در ردیف زندان گوانتانامو و ابوغریب قرار گرفته و چهره رحمانی اسلام و نظام حكومتی برآمده از آن، كه میتوانست ارائه دهنده الگویی جذاب و قابل دفاع از نظام مبتنی بر مردم سالاری دینی به جهانیان عرضه كند، به خشونت ورزی و سلب حقوق و آزادیهای مردم منتسب میشود.
ما امروز بسیار متاسفیم كه ظرفیتهای عظیم قانون اساسی در تامین حقوق و آزادیهای مردم یا تمسك ناموجه به بعضی اصول این میثاق ملی معطل مانده است و ایده انسداد سیاسی در ساختار نظام جمهوری اسلامی تقویت شده است و تاسف بارتر اینكه جمهوریت نظام به بهانه دفاع از اسلامیت آن تضعیف شده است. ما براین باوریم كه همه این مظالمی كه به نام مقابله با وقوع انقلاب مخملی و قطع نفوذ بیگانگان صورت گرفته است بیشترین ضربه را به حیثیت، مشروعیت و مقبولیت مردمی نظام جمهوری اسلامی وارد آورده و عملا با خواسته و مطامع بیگانگان همسویی داشته است.
شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در شرایطی كه با محدودیتها و تهدیدهای گسترده جریان تمامیتخواه مواجه است و احزاب با سابقه و قانونی آن همچون حزب مشاركت ایران اسلامی و سازمان مجاهدان انقلاب اسلامی در معرض بیشترین فشارها قرار دارند و بسیاری از اعضا و فعالان گروههای سیاسی آن با اتهامات ناروا تحت بازداشتهای غیرقانونی قرار دارند: اعلام میدارد كه اینگونه فشارها ما را از تعقیب اهداف و آرمانهایی كه در مسیر تعالی ایران اسلامی و تامین حقوق و آزادیهای مردم داشتهایم بازنمیدارد.
ما براین باوریم كه هرچند رخدادهای چند ماهه اخیر خسارتهای سنگین و غیرقابل جبرانی به كشور و نظام جمهوری اسلامی ایران وارد نموده است ولی هنوز مسیر اصلاح و بازگشت را بسته نمیدانیم.
امیدواریم ریاست جدید قوه قضائیه با اقدامات اساسی و شجاعانه خود بخشی از این مسیر را محقق گرداند با همین نگرش است كه آزادی بیقید و شرط زندانیان سیاسی بیگناه، رفع محدودیتهای به وجود آمده برای روزنامهها، سایتهای خبری و رسانههای منعكس كننده اعتراضات عمومی، رفع تهدید احزاب و گروههای قانونی و ایجاد بستر مناسب برای تداوم فعالیتهای قانونی آنها و از همه مهمتر تشكیل دادگاه برای شناسایی و مجازات عاملین جنایتهای اخیر بویژه جنایات كوی دانشگاه، بازداشتگاه كهریزك، قتل و ضرب و شتم مردم بیگناه درخواست میگردد.
شورای هماهنگی جبهه اصلاحا«سکوت در برابر اینهمه مظالم و فجایع، گناه بزرگی است»
آیتالله العظمی منتظری، مرجع بزرگ تقلید، در پاسخ به نامه سرگشادهای که جمعی از حامیان مهندس میرحسین موسوی در قم به مراجع معظم تقلید و آیات عظام نوشتهاند، تصریح کرد که سکوت در مقابل اینهمه مظالم و فجایع و تضییع حقوق که متاسفانه به نام اسلام و حاکمیت اسلامی انجام میشود، گناه بزرگی است.
«موج سبز آزادی» متن کامل این نامه سرگشاده و تصویر پاسخ آیتالله العظمی منتظری به این نامه را در ادامه منتشر میکند:
بسمه تعالی
نامه سرگشاده جمعی از حامیان مهندس موسوی در قم به مراجع معظم تقلید و آیات عظام
ضمن عرض سلام ودعا
روحانیت راستین در طول تاریخ تشیع پناه مردم از جور حکام بوده است و حضور آنان زنده نگهدارنده نور امید در دل بندگان خدا می باشد. در این مقطع نیز اعتماد ملت به مراجع وروحانیون نباید به علت به وجود آمدن شرایط دیکتاتوری و حکومت نظامی در این مرز وبوم از بین برود در شرایطی که افراد مغرضی در حال تاختن هستند که هیچ بویی از دیندای نبرده اند و وقیحانه اعمال خشونت باری از قبیل ضرب وشتم شدید ،زدن گاز اشک آور ، ایجاد فضای رعب و وحشت علیه کسانی که به صورت مسالمت آمیز میخواستند اعتراض خود را نشان دهند،کشتن عده ای از جوانان ودستگیری تعداد زیادی از آنان ،اعمال وحشیانه ترین شکنجه های جسمی وروحی گرفته تا آزار واذیت های جنسی فراوان که البته به دلیل سنگین بودن جرم این مساله آنرا حاشا می کنند ولی مگر می شود خورشید را پشت ابر پنهان کرد و بعد هم برگزاری دادگاههای نمایشی که اصلا اعتراف گرفتن تحت شرایط خاص زندان قابل استناد وقابل پذیرش نیست زیرا اگر این افراد که اعترافات آنها پخش شد عقیده شان این بود قبل از رفتن به زندان این عقاید را بیان می کردند.
لازم به یادآوری است که طبق اصل 23 قانون اساسی تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشته عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد ونیز اصل 38 نیز بیان میکند که هر گونه شکنجه برای گرفتن اقراریا کسب اطلاع ممنوع است اجبار شخص به شهادت ،اقرار و یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.
همچنین بر اساس ماده 5 اعلامیه جهانی حقوق بشر هیچکس نباید شکنجه شود وتحت مجازات و یا رفتاری ظالمانه و یا تحقیر آمیز قرار گیرد.این در حالی است که افرادی که الان در زندانها هستند دراثر شکنجه بعضا تا 20 کیلو وزن کم کرده اند و با ناراحتی های شدید مواجه شده اند و تعدادی زیر شکنجه جان دادند .آنجا که پیامبر اکرم به خاطر در آوردن خلخال از پای زن یهودی می فرمایند اگر کسی از این غصه بمیرد بر ا و ملامتی نیست حال ما با دیدن وشنیدن این همه فجایع و ظلم و ستم به خصوص وقایعی که در زندانها اتفاق می افتد چگونه میتوانیم زندگی کنیم؟ به خصوص اینکه همه این اتفاقات از جانب مدعیان اسلام صورت گرفته است.
اما سکوت شما مراجع وروحانیون موجب ذبح دین پای حفظ قدرت آقایان میشود در نتیجه جایگاه مرجعیت نزد مردم دچار تزلزل میشود.
در آخر از شما می خواهیم با پاسخ دادن به چند سوال ما را مورد عنایت قرار دهید:
1-آیا حکومت اسلامی شرعا مجاز است مخالفان خود را ضرب و شتم شدید کند که در بسیاری از موارد منجر به نقص عضو شده یا در صورت تیر اندازی منجر به فوت شده باشد؟
2-رفتار حکومت اسلامی با زندانی چگونه باید باشد؟
3-حکم افرادی که هیچ حریمی حتی حریم خدا را برای زندانی نگه نمی دارند و هر نوع شکنجه ای به او میدهند چیست؟
4-استفاده از رسانه ملی و امکانات بیت المال در جهت منافع یک گروه خاص و تخریب گروه دیگر از نظر شرعی چگونه است؟
5-گرفتن اعتراف زیر شکنجه و دروغ بستن به معترضان خواهان اجرای عدالت مبنی بر ارتباط با کشورهای خا رجی علیه مملکت چه حکمی دارد؟
6- ممانعت از اطلاع رسانی، اخلال در وسایل ارتباطی ،محدودیت سایتهای خبری در کشور اسلامی حکمش چیست؟
پاسخ کوتاه اما گویای آیتالله منتظری
۱۳۸۸ شهریور ۹, دوشنبه
واکنش وکیل پدر امیر جوادی فر به سخنان سردار رجب زاده: کهریزک نبود، کجا بود! ـ
این وکیل ادامه می دهد: «تنها در عکس های متعددی که از امیر جوادی فر گرفته می شود مشخص می شود امیر از ناحیه آرنج، فک و بینی دارای آسیب دیدگی اساسی است. حدود ساعت 12 همان شب، بیمارستان فیروزگر امیر را ترخیص می کند و با اصرار خانواده و همکاری کلانتری مذکور، امیر به بیمارستان خصوصی لاله واقع در شهرک غرب تهران منتقل شده و در ساعت دو بامداد روز 19 تیر در آنجا بستری و تحت مداوا قرار می گیرد. در ساعت 9 صبح مجدداً امیر توسط متخصصان مغز، اعصاب، داخلی، گوش، حلق، بینی و چشم ویزیت می شود و با توجه به عکس های او مشکل خاصی تشخیص داده نمی شود. متخصصان او را تنها با مجوز مصرف داروی مسکن و یک قطره چشم مرخص می کنند.»صالح نیکبخت با تاکید بر اینکه تمامی مدارک پزشکی بیمارستان لاله مبنی بر سلامتی امیر جوادی فر موجود است، ادامه می دهد: «در ساعت یک بعدازظهر 19 تیر امیر از بیمارستان مرخص می شود و همراه با ماموران کلانتری 148 و خانواده مجدداً به کلانتری تحویل داده می شود. در این کلانتری عنوان می شود که شکایتی از طرف پایگاه مقاومت ف...غ که مقتول توسط آنان دستگیر شده بود، به دست آنان رسیده است.»
صالح نیکبخت می افزاید: «با توجه به این شکایت، در کلانتری 148 از آزادی امیر جوادی فر خودداری می شود و در این کلانتری نامه ای تنظیم می شود که در پی آن امیر در همان تاریخ 19 تیر همراه با ماموران و خانواده اش به پلیس امنیت تهران منتقل می شود. در پلیس امنیت تهران، امیر پس از 15 دقیقه به پلیس پیشگیری واقع در ضلع جنوبی میدان انقلاب اعزام می شود. در نتیجه امیر در همان روز در حالی که بر اساس اسناد پزشکی به جز دررفتگی آرنج و فک- که نتیجه ضرب و شتم لباس شخصی ها بود- در سلامت کامل تحویل پلیس پیشگیری تهران می شود اما با پیگیری های خانواده مشخص می شود در همان روز تا ساعت شش بعدازظهر دستگیر شدگان به زندان اوین یا جایی دیگر منتقل شده اند. خانواده امیر فردای آن روز به زندان اوین می روند اما نام امیر را در لیست 90 نفره دستگیرشدگان 18 تیر که به این زندان منتقل شده بودند، نیافتند.»
نیکبخت ادامه داد: «در پیگیری های بعدی به آنها خبر داده می شود کسانی که از پلیس پیشگیری منتقل شده اند یا به زندان اوین برده شده اند یا به بازداشتگاه کهریزک. با مراجعه خانواده به دادگاه انقلاب متوجه می شوند که نوشته ای در بیرون دادگاه نصب شده مبنی بر اینکه خانواده افراد دستگیر شده در روز 18 تیر، 10 روز دیگر مراجعه کنند. آنها مجدداً در تاریخ 23 تیر به زندان اوین مراجعه می کنند و متوجه می شوند که در فهرست افرادی که در این تاریخ از کهریزک به اوین منتقل شده اند نیز نامی از امیر نیست. سرانجام با پیگیری های خانواده از تاریخ 28 تیر تا سوم مرداد که 10 روز از دستگیری امیر گذشته بود، در ملاقات با قاضی مستقر در دادگاه انقلاب به خانواده امیر گفته می شود که به زودی بازجویی او تمام می شود و با قرار صادر شده توسط قاضی آزاد خواهد شد.
پدر امیر با امید به آزادی او به خانه می رود اما در صبح روز سوم مرداد ناگهان در خانه خود با ماموری مواجه می شود که از او می خواهد به پلیس امنیت شهرری مراجعه کند. پس از مراجعه پدر، او را جهت شناسایی جنازه امیر به پزشک قانونی کهریزک هدایت می کنند. در سالن پزشکی قانونی کهریزک جنازه امیر توسط خانواده شناسایی می شود و مشخص می شود جنازه امیر روز 23 تیرماه یعنی فقط چهار روز پس از اینکه امیر به پلیس پیشگیری تحویل داده شده بود، به این سالن تحویل داده شده است و ظاهراً در این مدت به هر دلیل به خانواده خبر کشته شدن امیر را 10 روز پس از فوت اعلام می کنند.»
نیکبخت ادامه داد: «در برگ پروانه دفن امیر آمده که علت مرگ تحت آزمایش است و در برگ گواهی فوت او قید شده که علت فوت نامعلوم است.» در ادامه، خانواده امیر، اجازه برگزاری مراسم سوگواری نیافتند و پدر امیر به مراکز مختلفی احضار می شود و در آنجا جریان کشته شدن پسرش را توضیح می دهد. سرانجام درباره پرونده امیر جوادی فر سوال این است که اگر امیر تحویل کهریزک نشده، در فاصله روز اعزام از پلیس پیشگیری تا روز تحویل جسد او به پزشکی قانونی کهریزک، امیر کجا بوده است؟ زیرا در روند عادی هر بازداشتی که از یک مرکز پلیس انتظامی به مرکز دیگری منتقل می شود، با نامه رسمی اعزام و در موقع تحویل نیز رسید ارائه می شود، هرچند خانواده امیر جوادی فرد اسناد و مدارک دیگری هم دارند که موید مرگ فرزندشان در کهریزک است.»
صالح نیکبخت وکیل دادگستری
با سابقه در انتها به سردار رجب زاده فرمانده پلیس تهران توصیه می کند: «براساس مستندات درباره کشته شدن امیر جوادی فر و افراد دیگری مانند روح الامینی، سردار رجب زاده باید مستند و قانونی سخن بگویند زیرا سخنان ایشان با مستندات پرونده امیر جوادی فر و دیگران همخوان نیست. ضمناً باز تاکید می کنم که تمامی اسناد پزشکی امیر جوادی فر دال بر سالم بودن ایشان در بیمارستان فیروزگر و لاله موجود است.

