۱۳۸۸ تیر ۱۴, یکشنبه

اين آغاز پايان است، جهان را شگفت زده می کنیم.

ما، مرديم- تحقير شدگان 30 سال ارتجاع- خرد، رو در روي بي خردي- هويت در برابر بي هويتي- وطن دوستي در برابر وطن فروشي- مهرباني با جهان به جاي دهن کجي- پويايي انديشه در مقابل تحجر- شعور رو در رو با بي شعوري- دريچه دنيا را 30 سال بر ما بستند- پنجره علم، هنر و افق آينده را 30 سال کور کرديد- اکنون گشوده شده اين ديوار صلب و سياه- ديگر بس است کور و مرتجع عمل کردن- مسجد و تکيه ساختن براي پوشش ريا و کاسبکاري- بي حرمت کردن نام و خاطره شهيدان- زيرپاگذاشتن فرهنگ، تاريخ هويت و حقيقت!- ديگر بس است سوء استفاده از اعتقادات و باورهاي مردم- ديگر بس است دزديدن از انديشه، مال، جان و زندگي مردن و به نام و کام خود در بوق کردن آن- ديگر بس است سواري بر اعتقادات کور مردمان- سواري بر تحريک احساسات ارتجاعي عوام- حکومت بر پايه تحميق عامه- خفقان اين عفن تا زير حلقوم مردم رسيده- بوي گند اين پوسيدگي را ديگر تحملي نيست- ترفند چند دهه اي لباس شخصي هاي هار و تروريستان هم رو شده- اکنون نيشتر بر زخم چرکين ديرين- زخم 30 ساله- ديگر نيروي سرکوبگر بي چهره نمي خواهيم- ديگر تحمل سرکوب و تزوير نداريم- ديگر تقسيم مردمان به خودي و غيرخودي را بر نمي تابيم- حرکت اين مردم وراي انديشگي است- همه مردمي است و زنان، مادران و دختران در پيش اند- پس شکست خوردني نيست- بي رودربايستي، صبر اين مردم به سرآمده! اين نقطه تمت است، بر چند دهه دروغ و تزوير- زخم چرکين ديرين سربازکرده- ما مرديم- فائق آمدگان بر تحجر و آزمندي- رو در رو با نامرمان- سلاحمان مهرباني و پيگيري است، مصمم- دستمانمان به علامت صلح و پيروزي بالاست و بر لبهايمان لبخند، تا مرز تجاوز- ما مرديم شمع و گل سرخ در دست- با خشم فروخورده و بغض 30 ساله در گلو، از نامردمي و نامردمان تزويرگرِ آزمند تا دندان مسلح، عبور خواهيم کرد- ما مرديم با اراده آهنين و برگشت ناپذير- براي ما مرگ هست و بازگشت نيست! تا آخر در مقابل کودتا ايستاده ايم!
ما مردمان، باز سر بزنگاه گردهم آمديم، يکصدا شديم و جهان را شگفت زده کرديم! و اکنون نيز هر آئينه آن حس يگانه وحدت ملي به خروش آيد، ما را با حرکت هم پيوند خود، چونان زايش بهار از دل زمستان و برآمدن آفتاب از پس شب به پويش درخواهد آورد- ما مرديم- همه مردم- ما پيروزيم!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر