آقای موسوی! من حال خوشی ندارم. شما چطور؟ آقای موسوی! من هنوز امید خود را از دست نداده ام. شما چطور؟ جنبش خودجوش مردم به امید رهبری شما، در بی رهبری کامل به سر می برد. دستگیر شدگان، از مردم گرفته تا دوستان خود شما، در زیر شکنجه های طاقت فرسا خرد میشوند و شما همچنان به بهانه حفظ مصلحت نظام فقط سکوت میکنید. شما تاریخ را بهتر از من میدانید.. شما وما، همه ریشه در این مملکت داریم. وظیفه تاریخی شما آبادی این مملکت است وبس. معطل چه هستید. آیا نگران آن هستید که اقدام شما منجر به سرنگونی جمهوری اسلامی شود؟ که نمیشود. مگر مردم چه میخواهند جز آزادی؟ اگر شما باور دارید که جمهوری اسلامی میتواند به مردم آزادی بدهد پس نگران چه هستید. شما با اتکا به نیروی عظیم مردم میتوانید نقش مثبت تاریخی خود را بازی کنید. بگذارید فرزندان ما، در آینده، از شما به نیکی یاد کنند. تردیدها کنار بگذارید. ریشه های آزادگی و آزادیخواهی را میخشکانند و شما چه میکنید؟ این وظیفه تاریخی را مردم بر دوش شما نگذاشتند، شما خودتان آنرا با شرکت در انتخابات و ایجاد امید در دل مردم پذیرفتید. ببینید چگونه این مردم، صادقانه به شما چشم دوخته اند. شما هم صادقانه به مردم بنگرید که چگونه میان بیم و امید له میشوند. شما مردم را بهتر از من میشناسید. حتما از خود پرسیده اید که چرا مردم پیش ازاین اینگونه به خیابانها نریخته بودند - حتی زمانی که دانشجویان را در ۱۸ تیر آنطور بیرحمانه سرکوب میکردند؟ مردم احتیاج به رهبری قابل اعتماد داشتند. شما وعده دادید، ایجاد اعتماد کردید، و مردم از پیر و جوان با اعتماد به شما و شعار سبزی و سازندگی شما به خیابان ها ریختند. دیگر چه میخواهید؟ دیگر چه حمایتی بالاتر و چه نیرویی عظیم تر از نیروی مردم را میخواهید که شما را حمایت کند. شما شرایط را بهتر از من میفهمید. سکوت شما به هرعنوان، نتیجه ای جز بدبختی برای مردم نخواهد داشت. نتیجه سکوت شما دو چیز بیشتر نخواهد بود: یا تثبیت سرکوبگران ظالم حاکم، ویا دعوت کشورهای غربی برای یک سرنگونی سریع و اعمال "شبه دموکراسی" بی ریشه. هنوز دیر نشده است. شما قضاوت های تاریخ را نیز بهتر از ما میدانید. فکر میکنید تاریخ از شما چگونه یاد کند؟ براستی دلتان میخواهد تاریخ ومردم درباره شما چگونه قضاوت کنند؟ یک هموطن - ۱۴تیر۱۳۸۸
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر